![]() |
![]() |
|
| A Path To The Frozen Hell |
|
در طول دورانی خصومت بار و پرکینه و تجربه هایی بی حاصل در افق فکری بود که حوادثی سخت در پیکرهای آنان نقش بست . تا سال 1996 ، Aciago و Caudal ، خویشان و دوستان ، قدم در مسیرهای متفاوتی گذاشته بودند ، ولی هر دو یک خانواده را که محکوم به زندگی در رنج و محنت شده بود بدوش گرفتند . آن رنج و محنت ، به دنبال خود آنها را مقدر به عشق و سرزمینی کرد که رنج و امید را برای خانه شان در پی داشت . در واقع تا آن سال ها ، در همه ی آن شب های خاطره انگیز پاییزی بود که ایده های موسیقیایی پرورش می یافت و این هیچ گاه پایان نیافت ، چرا که شکل و هیئت موسیقیایی بخشیدن به آن احساسات سرکوب شده ، نیاز به زمان داشت ... در 1997 ، غرقه در تنهایی دامنه های کوهستان ، زیر چتر افق شرابی رنگ و نگاه های خیره و بی روح درختان و آسمان و در کنار شعله ی کم سوی هیزم هایی که رود Potrero Grande غرق در پریشانی را شعله ور کرده بود ، تنها یک هارمونی ضعیف و کم جان می توانست طوفانی از احساسات را که عمق جانشان را نوازش می داد ، آرام کند . آن شب ... یک شب شعر و موسیقی بود که Uaral با رفتن به راه تسکینی فطری برای نیاز به ابراز احساسات ، روح خود را مرهم نهاد . نوشتن یک موسیقی جاودان و ابدی راهی برای بروز این احساسات بود و در پی آن بود که اثری با همان نام گروه در اختیار عده ای از دوستان Aciago و Caudal قرار گرفت . " Potrero Grande " , " Surrounded to The Decadence " و " Bruma " نامهایی بودند که بر آثار این دمو نهاده شدند . هیچ کس فراموش نمی کند آن روزهایی را که Uaral غمش را با مالیخولیایی بی کلام در تابوتی ظریف تسلی بخشید و روح خود را در فضای اتاقی که با دلتنگی و پریشانی مضاعف پوشش داده شده بود ، دمید . آن دوران که درد و رنج یک سرزمین سرشار از سکوت ابدی را منعکس می کرد ، دورانی بود سخت ، مملو از کمبود ها و بد اقبالی ها که Uaral را تابویی از سوگواری می کرد .
Uaral با خط فکری که ساخته و پرداخته ی خودش بود در تمام آن سال ها در Niches و Cordilleria و در زیر بارش های شدید زمستانی و شب های مهتابی ، درد و رنج موسیقیایی اش را ترقی داد و این درد و رنج ها خودشان را در هر قطره از دریای احساسات Aciago و Caudal نشان می دادند . با گذشت فصل ها ، بوی تحیر در نفوس کسانی که Uaral را شناخته و درک کرده بودند ، شنیده می شد . به همین دلیل برای دومین بار تصمیم به ضبط اثری جدید با نام From The Agone To The Hopelessness گرفته شد . در سال 2003 ، لیبلی گمنام ، ضبط و پخش آثار تعدادی از گروه هایی که سبک و سیاقی مشابه آنچه Uaral ارائه می داد را برعهده گرفت . Octagon Music Group به آثار این گروه نیز بر حسب تصادف گوش داد ، با آنها تماس گرفت و یک پروژه جالب برای ثبت یک لیبل به آنها پیشنهاد کرد . هر 2 طرف – OMG و Uaral – به این توافق رسیدند که در طی یک ملاقات ، ملزومات و نیازهای خودشون رو مطرح کنند . در طی آن ملاقات ، Aciago و Caudal آنچه موسیقی Uaral است و خواهد بود را در کنار محدوده ها و ایدئولوژی گروه شرح دادند و اینکه به دنبال شهرت و نام آوری نیستند . OMG نیز فهمید که باید تمام تلاشش را انجام دهد تا حامی و حافظ علایق و سلایق Uaral باشد و اینطور بود که آنها نهایتا وارد استودیو شدند . بعد از شستن ظرف ها در آشپزخانه آلاچیق کوچک Aciago و Caudal ، مادربزرگشان دستانش را خشک کرد و با افتخار ، نجوای ستایشانه اش را تقدیم دو عزیزش کرد . او خالصانه ترین احساساتش را ابراز کرد و همین موجب شد تا این سروده به عنوان پیش درآمد ، در La Vaga Esperanza Del Ser درآید . آهنگی با زیبایی قابل ستایش که الهام گرفته از فضای لطیف دوران کودکی بود . ........ و از همه ی درد و محنت هایی که از احساس زوال و نابودی برخواسته بود ، سرانجام بیانی مملو از رنجی فراگیر حاصل شد ... وابستگی آشنا و غمی از بی امیدی .... و ... ... و سرانجام Sound of Pain به بار نشست ... .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 15:45 توسط Haaska |
|
|
Kaddish همچنین یک ترانه به زبان عبری با نام "Ha'ayara Bo'eret" (شهر کوچک در حال سوختن است )را کاور کرد. این ترانه در اصل به زبان عبری روسی تحت عنوان "S'brent" (این در حال سوختن است) توسط شاعری لهستانی-یهودی به نام Mordechai Gebirtig در ۱۹۳۸ در نتیجه برنامه یهودیان شهر Przytyk در نزدیکی شهر Radom ٬ نوشته شده بوده است.
Tanaboim همچنین در ارتباط با رقیب سرسخت و نهایتا قاتل Euronymous یعنی Varg Vikernes بود. بعد از اینکه پیشنهاد شلیک به Vikernes به Tanaboim بخاطر صحبت های ناسزای وی بر ضد یهودیان داده شد , Varg برای وی بمب میخی فرستاد.
Salem دوستی مکاتبه ای خوبی با Euronymous (کسی که از دمو های اولیه آنها خوشش می آمد) داشت. شایعاتی حول این مسئله است که Euronymous قصد داشته که آنها را به عضویت DSP label خود درآورد. بنا به گفته مرد شماره اول گروه یعنی Ze'ev Tanaboim ٫ وی پیشنهاداتی از Euronymous جهت نقل مکان به نروژ و بر عهده گرفتن مظیفه وکال دریافت کرده بوده.
Salem در سال ۱۹۸۵ تحت نام Axe Metal تشکیل شد. نام Salem از یک فیلم ترسناک با نام "Witches Of Salem" گرفته شده است |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 2:24 توسط Smerdiis |
|
|
آلبومی جدید از Hypocrisy :
در خبرها آمده است که گروه دث متال سوئدی Hypocrisy اثر جدید خود را با نام " A Taste Of Extreme Divinity " به بازار عرضه خواهد کرد . این آلبوم در اروپا ، 23 اکتبر و در آمریکای شمالی ، 3 نوامبر و از طریق کمپانی Nuclear Blast Records عرضه خواهد شد . برای مشاهده کاور این آلبوم بر روی این لینک کلیک کنید . کاری مشترک از Abigor و Blacklodge :
گروه Industrial Black اتریشی Abigor در وب سایت خود اعلام کرد که : " ... ضبط آلبوم جدید در کنار Blacklodge که این گروه Industrial Black نیز هدفی مشابه Abigor را دنبال می کرد نهایتا به پایان رسید و پس از مسترینگ آلبوم که برای 11 اکتبر برنامه ریزی شده ، به زودی شاهد این اثر مشترک (Split) خواهید بود " . اعضای MOTÖRHEAD, TWISTED SISTER, FOREIGNER در کنار هم در Rockstar Karaoke :
روز گذشته The Roxie Theatre اعلام کرد که میزبان Rockstar Karaoke خواهد بود . این برنامه یک شبه مخصوص ، فرصتی است که به طرفداران موسیقی داده می شود تا ستاره های سرشناس موسیقی راک را در یک شب و در کنار یکدیگر ببینند . مهمانان این بار این برنامه ، Dee Snider از گروه سرشناس Twisted Sister در کنار Jason Bonham از Led Zeppelin و Kelli Hansen از Foreigner در کنار بزرگ هوی متالر Motorhead ، یعنی Lemmy Kilmister خواهند بود . این برنامه که عواید آن در امور خیریه صرف می شود قرار است که در روز یکشنبه ، 11 اکتبر به اجرا در آید . لیست کامل نامهای بزرگی که قرار است در این شب به اجرا بپردازند را می توانید در زیر ببینید : Dee Snider - Twisted Sister Jason Bonham - Led Zeppelin Kellii Hansen - Foreigner Lemmy Kilmister - Motorhead Jeff Pilson - Foreigner , Dokken Trevor Rabin - Whitesnake Rudy Sarzo - Whitesnake Slim Jim Phantom - Stay Cats , The Head Cat Mark McGrath - Sugar Ray Austin Winkler - Hinder آغاز اعلام گروه های شرکت کننده در Hellfest 2010 :
وبسایت رسمی فستیوال بزرگ جهنم اسامی نخستین گروههای ثبت نام شده در فستیوال سال آینده این جشنواره بزرگ متال رو اعلام کرد . بر اساس این خبر ، این گروهها اولین گروههای ثبت نام شده در این فستیوال هستند که قرار است از 18 تا 20 ماه ژوئن سال 2010 در کلیسون فرانسه به اجرا بپردازند . اسامی این گروهها تا به امروز بدین شرح بوده اند : 7 seconds GWAR امیدوارم رضایت بخش بوده باشه ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 13:8 توسط Haaska |
|
|
معرفی و نقدی جامع بر گروه Nest .... تا 2 روز دیگر در ... Frozen Hell |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 15:26 توسط Haaska |
|
|
مدت هاست ژانر متال جایگاه خاصی را در ایران پیدا کرده است ٬ جایگاهی هرچند پنهان و در خفا ٬ ولی در دامنه ای گسترده تر نسبت به گذشته ... نیاز به شناخت دقیق تر این ژانر بزرگ در میان هموطنانم منو بر آن داشت تا از این هفته به معرفی ساب - ژانرهای متال بپردازم . کاری که شاید به زعم بعضی از بینندگان کاری تکراری باشد ٬ اما تجربه نشان داده است سوای دوستانی که به تازگی به این ژانر گرویدند هستند هنوز متال هد هایی که در شناخت ساب - ژانرهای متال با مشکل و یا تعریف هایی سطحی رو در رو هستند . امیدوارم که با این کار قدم کوچکی در راه ترویج این موسیقی یگانه برداشته شود . این هفته ...
شاید نتوان حقیقتا این نام را به عنوان یک زیرمجموعه موسیقیایی در ژانر متال تعریف کرد . همانطور که بسیاری از کارشناسان و منتقدین معتقدند یک Sub-genre می بایستی در کنار داشتن ویژگی هایی کلی و عام از ژانر مادر خود در شاخه و حوزه حیات و بقایش محدودیت هایی را تعریف کرده باشد . محدودیتهایی که دست نوازندگان و سازندگان را در آن زیر شاخه برای اعمال هرگونه تغییر دل بخواهی در المنت های موسیقیایی و لیریکالی کوتاه می کند . اما به هر حال نام Avant-garde در دنیای هنر نامی بزرگ و البته پرچالش است . به طور خلاصه شاید بتوان Avant-garde را در یک عبارت ، ساختارشکنی نامید . در ژانر متال نیز موسیقی آوانت - گارد به معنای نوعی ساختارشکنی در فضای موسیقیایی از نظر بهم زدن ساختارهای عرف و معمول ، دخالت دادن سازها و صداهایی بیرون از دایره محدود سازهای موجود در متال به داخل این دایره و نهایتا فراهم آوردن اتمسفری عمیق و قوی در فضای آهنگ بوسیله این ساختارشکنی هاست . در فضای لیریکالی و اشعار سروده شده در این ژانر نیز شاهد نوعی برهم زدن عادت ها و سرودن اشعاری نامعمول چه از نظرگاه انتخاب موضوع و چه از نظرگاه شیوه ی بیان آن موضوع بوده ایم . شاید بد نباشه که در این بخش از این مقاله به بیان نظرات تنی چند از نوازندگان و موسیقی دانان این ژانر بپردازیم تا ببینیم از نظر آنها موسیقی آوانت – گارد متال چه ویژگی هایی را در دل خودش داره : Michael Haas از گروه Angizia اذعان داشته که آوانت - گارد : " فاصله گرفتنی هوشمندانه و آگاهانه از عادت های نوشتاری و شنیداری متداول " است . آنسوتر ، Svein Egil Hatlevik از گروه Fleurety موسیقی آوانت – گارد متال را " یک ایدئولوژی زیباگرایانه " می نامد که " موسیقی رو به چیزی بیشتر از فقط یک متال معمولی تبدیل می کند ". او همچنان در اظهارنظری که جای تامل دارد موسیقی متال را " زمینه ای می داند که همچنان حس آوانت - گارد بودن را و آوانت – گارد شدن را بوجود می آورد " چرا که به زعم او " موسیقی متال یکی از محافظه کارانه ترین زمینه های هنر در تمام دنیاست " . این ها همه در حالی است که از طرفی دیگر شخصی مانند Jeff Arwadi از گروه Kekal این هشدار را می دهد که " زمانی که ساب – ژانری بوجود می آید شاید هیچی خلق نکنه و بوجود نیاره ولی محدودیت هایی را مطمئنا چرا ، بوجود خواهد آورد " . او همچنان این هشدار و دغدغه خودش را با بیان این جمله که " فکر نمی کنم عاقلانه باشه که ساب – ژانری ساخته و پرداخته شود که خلاقیت و ابراز احساسات را محدود کند " بیشتر مورد تاکید قرار می دهد . در کنار این جملاتی که از برخی از اعضای چند گروه آوانت – گارد خواندید شاید نگاهی به اظهارات Chlordane از اعضای گروه The Amenta بتواند افقی دیگر را در شناخت این ژانر پر چالش و بحث برانگیز به روی شما نمایان سازد . وی در مطلبی با گرایش موضوعی به سمت موسیقی متال و خطاب به " کسانی که کارهایی عجیب و کمی غیرعادی می کنند و آن را آوانت – گارد تلقی می کنند " ، مدعی است که نباید این اصطلاح را (Avant-garde) بیهوده به کار برد مگر در خصوص گروههایی که " موسیقی را رو به جلو می برند " . او ادامه می دهد که " صرف استفاده محض از موسیقی کلاسیک در موسیقی متال و دخالت دادن فرمت های آن ژانر در شمایل و ظاهر موسیقی متال آوانت – گارد نیست . چرا که این " یه کار تموم شده و انجام شده است " ، " چیزه نویی نیست " و " چیزی قابل عرضه ارائه نمی دهد " . در مقاله ی او با عنوان " آوانت – گارد متال چیست ؟ " که امسال منتشر شد ، فیلسوفی با نام Oliver Side نام و ایده ی موسیقی آوانت – گارد متال را در مقیاسی فراتر از حتی موسیقی دسته بندی و تعریف می کند تا نشان دهد که چگونه این شکل از موسیقی ، قویا مرتبط با هر دو زمینه ی اجتماعی و زیست روانشناسایی علم روانشناسی می باشد . علاوه بر این ، وی باور به این موضوع دارد که ما نه می توانیم موسیقی آوانت – گارد متال را با آنالیز سازهای بکار رفته ، تکنیکها و تئوری های موسیقیایی اون ( که همگی در این مبحث از هر لحاظ نامحدود هستند ) تعریف کنیم و نه با تلاش برای استدلال مضامین به کار رفته در آن برای تبدیلش به یک فکر و تصور محدود و تعریف شده که بشود نهایتا " زیر شاخه ای از متال نامیدش " .چرا که آوانت – گارد متال جریانی ثابت از دگردیسی است و در نتیجه ، ذاتا طبیعتی ورای دسته بندی کردن ها دارد . از نام های شناخته شده ای که در دنیای آوانت – گارد متال می توان از آنها نام برد گروههای نروژی هستند که شاید این نکته رو به همگان گوش زد می کنند که هسته این موسیقی چالش برانگیز را در این کشور می بایستی جست . نامهایی نظیر Ulver ، Arcturus ، Fleurety و Solefald . در کنار این نامها شاید بتوان با نگاهی به نقدهای نوشته شده از سوی Allmusic.com و یا مراجعه به وب سایت مرجع Avantgarde-Metal.com ، آثاری از گروه های Sigh ، Agalloch ، Kayo Dot ، In The Woods… ، Unexpect ، Master’s Hammer و ... را به این لیست اضافه کرد . بد نیست این نکته رو هم بدونید که گروههای زیادی در این ژانر تحت نام کمپانی The End Records فعالیت می کنند . تفاوت های Avant-garde و Progressive : شاید در نگاهی کلی موسیقی آوانت – گارد متال با متال مترقی یا Progressive Metal یکی دانسته شده و گاها حتی اشتباه نیز گرفته شود . دلیل این اشتباه شاید به نوعی ساختار شکنی هر دو ژانر و یا تبعیت نکردن از الگوهای مشخص و معمول در موسیقی باشد اما تفاوت های این دو ژانر بسیار بیشتر از این شباهت های ظاهری است . آزمایش ها و تست های مختلفی از ریتم ها و الگوهای موسیقیایی متال که در ژانر Progressive وجود دارد عمدتا به نوازندگی ریتم های ترکیبی و ساختارهای موسیقیایی بوسیله ی آلات و سازهای متداول تکیه دارد . حال آنکه در ژانر آوانت – گارد متال این تست ها همگی با استفاده ی از سازها و صداهای غیرمعمول بوجود می آید و مهمتر آنکه در Progressive متال تاکید بیشتری بر پیچیدگی تکنیکالی و تئوریتیکالی یک اثر می شود ولی در آنسو آوانت – گارد راه نامتعارف بودن بیشتر و مورد سوال قراردادن عرف و قراردادهای موسیقیایی را برگزیده است . در روزهای آینده با ارائه نمونه هایی ازآثار این گروه ها شما رو در شناخت بیشتر و کاملتر این ژانر یاری خواهیم کرد . بدرود ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 20:13 توسط Haaska |
|
|
سلام دوباره به همتون ...
امتحانات من تموم شد و دوباره ازین هفته شما رو با پست های جدید روبه رو خواهم ساخت .. پست هایی که قول داده بودم از حیث کیفیت در جایگاه خاصی از بلاگ نویسی در ایران باشند . پس ... منتظر باشید ... بدرود تا درودی دیگر ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 0:26 توسط Haaska |
|
![]()
OSI سوپرگروهی امریکایی با سبک Progressive Experimental می باشد که توسط گیتاریست گروه Fates Warning یعنی Jim Matheos در سال 2003 تاسیس گردید. نام گروه مربوط به یک آژانس دولتی کم دوام امریکایی با نام Office of Strategic Infeluence می باشد که کمی بعد از جریان 11ام سپتامبر جهت تبلیغ برای امریکا در رسانه های داخلی و خارجی آن کشور تاسیس گردید و فقط کمی بعد از تاسیس معروف شد و سپس بدلیل شکایت رسانه ها و مردم تعطیل اعلام شد. با این حال نه ماه بعد در یک کنفرانس خبری , وزیر دفاع امریکا یعنی Ronald Rumsfeld اعترلف کرد که آن دفتر فقط به طور ظاهری تعطیل شده بوده است. ![]() Matheos از Make Portnoy درامر Dream Theater درخواست کرد تا کمی از استعدادش را به پروژه ای که آن روزها "پروژه تکنفره Matheos" نام داشت , قرض دهدسبک اصلی پروژه را می توان در نسخه ویژه اولین CD گروه شنید. ترانه "The thing that never was" , بلندترین قطعه بی کلام Progressive نوشته شده توسط Matheos می باشد که قبل از همکاری او با دیگر اعضا ساخته شده است. از Steven Wilson (از گروه Porcupine Tree) نیز خواسته شد تا در پروژه مسئولیت وکال را برعهده گیرد , اما وی احساس کرد که سبک موسیقی که نوشته شده است او را جذب نمی کند. به هر حال Wilson بعد ها در ترانه "shutDown" برای گروه خواند. Matheos متعاقبا Kevin Moore (کیبوردیست Chroma Key) را که بارها در آلبوم های Fates Warning در سال های دهه 1990 و اوایل 2000 شرکت کرده بود و همچنین اولین کیبوردیست Dream Theater تا قبل از سال 1994 بود را دعوت کرد. Moore ترانه ها را edit و توسعه داد که 10 ترانه اصلی CD اصلی را تشکیل می دادند. سپس Sean Malone به عنوان باسیست و نوازنده Chapman Stick به گروه دعوت شد. این عمل وظیفه وکال را به عنوان تنها جای خالی در گروه باقی می گذاشت. Daniel Gildenlow از گروه Pain of Salvation به طور جدی برای این کار در نظر گرفته شده بود. اما چون Moore برای توسعه بخشیدن به ترانه ها روی آن ها خوانده بود , پس واضح بود که پروژه باید با وکال Moore به کارش ادامه می داد. جالب است بدانید که Fates Warning هر از گاهی ترانه های "shutDOWN" و "The New Math" را با خوانندگی Ray Alder و نوازندگی درامر میهمان Mike Portnoy در کنسرت هایش اجرا می کند. کمپانی Online انگلیسی Burning Shed (که با Steven Wilson برای گروه های Porcupine Tree و No-man همکاری دارد) هم اکنون وظیفه فروش رسمی آلبوم های OSI را بر عهده دارد. Mike Portnoy در مورد نتیجه کار پروژه راضی نبود و اعلام کرد که دیگر قصد شرکت در آلبوم های بعدی OSI را ندارد. البته بعدها این شایعه بوجود آمد که او زمانیکه به طور اتفاقی در تورنتو بوده است دوباره با OSI برای ضبط آلبوم بعدی همکاری کرده است. وی بعدها در سایت خود بیان کرد که آنقدر درگیر کارهایش بوده که حتی زمان کمی هم برای تلف کردن نداشته است. OSI آلبوم بعدی خودش را تحت عنوان Free در سال 2006 به همراه Mike Portnoy , بر روی درام منتشر کرد!!! Joey Vera (هم گروهی Matheos در Fates Warning) جایگزین Malone برای ترانه های 1 , 2 , 4 , 6 و 7 شد (بیس بقیه ترانه ها بوسیله بیس کامپیوتری توسط Moore زده شد.) و این جابجایی بخاطر محدودیت های زمانی و مکانی Malone بود که در آن زمان مشغول به تدریس در رشته دکترای موسیقی در دانشگاه Oregon بود. در 5ام سپتامبر سال 2008 , Kevin Moore اعلام کرد که او و Jim Matheos چند ماهی است که بر روی آلبوم سوم OSI مشغول کارند. بر طبق اخبار منعکس شده بر روی وبسایت رسمی Chroma Key , درامر Porcupine Tree یعنی Gavin Harrison جایگزین Mike Portnoy شده است. Mikael Åkerfeldt بر روی وبسایت رسمی گروه Opeth بیان کرد که او ترانه "Stockholm" را برای OSI نوشته و وظیفه وکال را در آن ترانه به عهده گرفته است. آخرین آلبوم گروه یعنی "Blood" در 27ام ماه آپریل در اروپا و در 19ام ماه می سال 2009 در امریکا توسط کمپانی InsideOut Music انتشار یافت. ترکیب اصلی : * Jim Matheos (از گروه Fates Warning) - گیتار * Kevin Moore (از گروه Chroma Key) - وکال و کیبرد اعضای میهمان : * Mike Portnoy (از گروه Dream Theater) - درام برای آلبوم های Free و Office of Stretegic Influence * Gavin Harrison (از گروه های Porcupine Tree, King Crimson) - درام برای آلبوم Blood * Steven Wilson (از گروه های Porcupine Tree, No-Man, Blackfield, Bass Communion, IEM) - وکال برای ترانه shutDOWN در آلبوم Office of Strategic Influence * Tim Bowness (از گروه No-Man) - وکال برای ترانه No Celebrations در /البوم Blood * Mikael Åkerfeldt (از گروه Opeth) - وکال برای ترانه Stockholm در آلبوم Blood * Sean Malone (از گروه های Gordian Knot, Cynic) - بیس , Chapman Stick برای آلبوم Office of Strategic Influence * Joey Vera (از گروه Fates Warning) - بیس برای آلبوم Free Discography : album: "Office Of Strategic Influence" (2003) album: "Re:Free" (2007 Go (Console remix Kicking (Kevin Moore remix Home Was Good (Kevin Moore remix album: "Blood" (2009
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 0:16 توسط Smerdiis |
|
|
کیبردیست Dimmu Borgir یعنی Øyvind Johan "Mustis" Mustaparta بر روی صفحه MySpace خود چنین بیان داشته است که :
" قابل توجه تمام طرفداران کارهای من با Dimmu Borgir باید بگویم که علاقه شما نسبت به کار من با Dimmu Borgir سالیان سال من را برای ادامه فعالیت روز افزون ترغیب کرده است. اما اکنون باید بگویم که مشارکتم با این گروه را خاتمه بخشیده ام. این جدا شدن تنها به دلخواه من نبوده و دلایل فراوانی وجود داشته است. مثلا ترانه هایی که توسط من ساخته شد و در گروه اجرا شد , هرگز تحت عنوان نام مندر Credit ها ثبت نشد. در حالیکه باید بگویم بسیاری از آلبوم های خوب Dimmu Borgir دارای ترانه هایی هستند که توسط من ساخته شدند یا من تغییراتی رویشان دادم , آلبوم هایی نظیر "Spiritual Black Dimensions", "Puritanical Euphoric Misanthropia" و "In Sorte Diaboli" . و وقتی جهت حل این مشکلات شروع به فعالیت کردم آنها تنها توسط یک SMS با متن "خداحافظ" من را از گروه اخراج کردند. باید اظافه کنم که این مسائل و مشکلات به تازگی اتفاق نیافتاده اند و به سال های گذشته بر می گردند و اکنون مجبور هستم تا بجای مواجهه با دروغگویی های تک تک اعضا , کار را به وکیل ها بسپارم. از این بیشتر چیزی نمی توانم بگویم زیرا در این صورت وارد مسائل سخت قضایی می شویم. قبل تر گفتم که انگیزه ساختن موزیک خوب را طرفدارانم به من دادند پس به شما قول می دهم تا دوباره در آینده ای نزدیک با کارهایی خوب نزد شما بازگردم. باز هم بخاطر پیغام هایتان بر روی صفحه MySpace ام تشکر می کنم و معذرت خواهی می کنم که بیشتر از این نمی توانم توضیح بدهم. " بر طبق اظهارات Øyvind "Mustis" , نوازنده بیس و Clean Vocal گروه یعنی "ICS Vortex" نیز از گروه اخراج شده است.
گروه Dimmu Borgir نیز چنین اظهار داشته است که : " از بیان این مسئله که ما با Vortex و Mustis در راه های متفاوتی قرار گرفته ایم متاسفیم. به هر حال می خواهیم که این مسئله را شفاف کنیم که هسته خلاق و فعال هنوز در گروه وجود دارد و حتی بسیار فعالتر و خلاق تر از قبل. برای اثبات این مسئله باید بگوییم که اکنون بر روی آلبوم بعدی مشغول کار هستیم و بسیار هیجان زده ایم که بخشی دیگر از میراث Dimmu Borgir را شروع کرده ایم. " یک هفته بعد گروه بر روی سایت خود بیانیه ای طویل و تند در این باره بیان کرد که مختصری از آن را در پایین می خوانید : گروه بعد از تشکر از طرفداران واقعه ای اش اظهار داشته که : " طرفداران حق دارند موزیکی گوش دهند که هم در CDها با کیفیت و خوب باشد و هم در کنسرت ها خوب نواخته شود. ما مجبور بودیم سالیان سال ناحرفه ای گریها و اجراهای نامناسب را در کنسرت هایمان تحمل کنیم... باید بگوییم Vortex و Murtis بی دلیل اخراج نشدند و این حرکت بهترین کار برای گروه بود ... در مورد اظهارات Murtis باید بگوییم که ترانهها توسط او نوشته نشدند و توسط افراد دیگری ساخته شدند و این بدین معنی است که او به اشتباه تهمت زده است و وکیل های ما به آن رسیدگی خواهند کرد. ... باید در مورد این دو نفر دو نکته را بیان کنیم : 1) هیچگاه اعضا نباید سازهایشان را وقتی در یک تور شرکت می کنند و قرار است از آن ها استفاده کنند فراموش کنند. 2) هرگز در یک درگیری در اثر استعمال الکل شرکت نکنید تا بطری به صورتتان اصابت نکند و مجروح نشوید و گروهتان را به خطر نیاندازید. خوشبختانه گریم زخم های پیشانیتان را پوشاند. ... در مورد اجرا های زنده این دو نیز بهتر است چیزی گفته نشود ... اکنون هم که آخرین آلبوم گروه را تنها با امضای خود بر روی eBay به حراج گذاشته اند که این کار حرکتی پر از طمع است. ... در ضمن تا زمانی که ترانه ای را آهنگسازی نکرده اید که ارزش گوش دادن داشته باشد نام آهنگساز را بر روی خود نگذارید. ... برای شمایی که قصد کار با این 2 را دارید باید بگوییم که حتما منتظر این مسئله باشید که بحث بر روی Business برایشان ارجهیت دارد بر هنر موسیقی ... در اینجا حرف از "اختلاف موسیقیایی" برای جدا شدن اعضا نیست بلکه همین "اختلاف سلیقه موسیقیایی" بود که گروه را بی همتا ساخت... بزودی میبینیمتان : Galder , Shagrath و Silenoz. " |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 16:8 توسط Smerdiis |
|
|
Sopor Aeternus & the Ensemble of Shadows که به معنی "خواب ابدی" در زبان لاتین است (گاهی اوقات با نام های Sopor Aeternus یا Sopor نیز یاد می شود) یک پروژه موسیقی Darkwave می باشد که در سال 1989 توسط Anna-Varney Cantodea در فرانکفورت پایه گذاری شد. از همان ابتدای پروژه , موسیقی Anna-Varney بخاطر شخص گرایی , مالیخولیایی و بدبین بودنی که وی در ترکیبات موسیقیایی و دیداری اش بکار می برد مورد بدنامی قرار گرفت.
"Anna-Varney Cantodea در عکسی که توسط Joachim Luetke در سال 2003 گرفته شده است"
* Anna-Varnay Cantodea با وجود سال ها توجه مریا در اروپا , افراد زیادی راجع به زندگی خصوصی او چیز زیادی نمی دانند. تمام اطلاعات راجع به Anna-Varney Cantodae از مصاحبه های وی و نشریات بدست آمده است. آنچه از نشریات راجع به وی قابل دریافت است این مسئله می باشد که او یک Transwoman (که هنوز جراحی نکرده) است که تصمیم به باقی ماندن در همین وضعیت را دارد. وی جراحی تغییر جنسیت را باعث "اختشاش روحی" می داند. نام ساختگی او از دو قسمت نام معمول Anna به اضافه کلمه لاتین Cantodea به معنی "آوازه خوان مونث" تشکیل شده است. Cantodea از ابتدا تا سال 1997 از اسم مستعار Varney استفاده کرد , نامی که از داستان ترسناک گوتیک ویکتوریایی "Varney the Vampire" یا "The Feast of Blood" گرفته شده است. اگرچه هیچگاه بطور عمومی بیان نشده اما گمان بر این است که Cantodea در 50 سالگی اش بسر می برد , زیرا در کتابچه آلبوم "Les Fleurs du Mal" بیان شده است که "Sopor : از سال 1952 قلب را تسکین داد." در مصاحبه های زیادی , Cantodea بیان داشته که تقریبا سه دهه از زندگی اش را در افسردگی , نا امیدی و تنهایی گذرانده است. در سن شش سالگی در حین عمل لوزه دچار حالت برون فکنی (جدا شدن روح از بدن) شد. Anna بیان داشته که در 12 سالگی فردی خودکشی گرا بوده و در دوره بلوغش دچار مرضی سرطان مانند شد که او را تقریبا نابینا ساخت. تمام این اتفاقات منجر شد که گروه "Ensemble of Shadows" (گروه سایه ها) را کشف کند ؛ گروهی از ارواح که به بیان Cantodea آنها را در خوابهایش می دیده و ار آنها الهامات موسیقیایی اش را دریافت می کرده است. ظاهر این روح های غیر زمینی نام پروژه موسیقی اش را برایش ساخته و پرداخته کرد. آن طور که از سخنان وی درباره ترس ٬ انزجار یا غم در هنگام حظور در جمع به نظر می رسد Cantodea داوطلبانه شرایط انزوا را برگزیده است. او بیان داشت که هرگز اجرای زنده ای "در مقابل انسان ها" برگزار نخواهد کرد , با این وجود اخیرا به نظر می رسد که با Raven Digitalis (نویسنده کا.فر و اسرار آمیز که "مدیر" صفحه MySpace پروژه Sopor Aeternus نیز می باشد.) آشنایی پیدا کرده است. Anna با نویسنده ای به نام Edgar Allan Poe که اشعارش را از روی ترانه های وی بازسازی می کند قرابت دارد. او همچنین حامی پروپاقرص حرکت های فلسفی شلمل اُتانازی , حقوق L.G.B.T و گیاهخواری می باشد. Cantodea فردی معناگراست و معتقد به خدایان Roman از قبیل Saturn می باشد. Cantodea سنبل نجومی Saturn و Jupiter را ترکیب و سنبل Jusa را که نشاندهنده معناگرا بودن وی است , بوجود آورد که تبدیل به نشان رسمی وی و موسیقی اش شده است. بیشتر artwork هایی که در آلبوم های Varney می بینید دارای این طرح های نجومی می باشند.
"سنبل Jusa که در تمام آلبوم های Sopor Aeternus به چشم می خورد"
* تاریخچه + تولد 1989 - 1995 Sopor Aeternus & the Ensemble of Shadows توسط Anna-Varney Cantodea )که بعدها با نام Varney معروف شد) و Holger در سال 1989 بنا نهاده شد. آن دو در فرانکفورت آلمان و در یکی از کلوپهای Goth با نام Negativ آشنا شدند و این جزء معدود بارهایی بود که Cantodea در بین عموم حاظر می شد. آنها در کنار هم با پول اندکی مشغول به کار شدند و سازهایی را برای ضبط 3 کاست Demoی خود با نام های Es reiten die Toten so schnell..., Rufus و Till Time and Times Are Done خریداری کردند. این سه آلبوم Demo بین سال های 1989 و 1992 بهمراه آلبوم Es reiten... (که در آن زمان تنها کاست منتشر شده آنها محسوب می شد) ضبط شدند. آن آلبوم ها روی هم "Blut der schwarzen Rose" (بمعنی :خون رز سیاه") یا "The Undead-Trilogy" نامیده شدند. کمی بعد از انتشار آلبوم , Holger گروه را ترک کرد. در سال 1994 , Varney با کمپانی Apocalyptical Vision جهت انتشار اولین آلبوم شخصی اش با نام "…Ich töte mich jedesmal aufs Neue, doch ich bin unsterblich, und ich erstehe wieder auf; in einer Vision des Untergangs…" قراردادی امضا کرد. این آلبوم بمانند کاست های Demoی قبلی شامل موسیقی Darkwave با زمینه ای neo-classical و صدای رنجور Varney می شد که تصاویری از مرگ , نا امیدی و خون آشامگرایی را به ذهن القا می کرد. هنوز مشخص نیست که آیا Varney برای دستیاریش در تولید سود مالی دریافت کرده است یا نه. Download "Tanz Der Grausamkeit" mp3
"تصویر Cantodea بر روی جلد آلبوم "…Ich töte mich…"" + تولدی دوباره ۱۹۹۵ - ۲۰۰۳ دومین آلبوم Sopor Aeternus یعنی "Todeswunsch - Sous le soleil de Saturne" تغییر ناگهانی در جهتگیری پروژه بود. همچنان که آلبوم کیفیت م.سیقیایی Darkwaveاش زا حفظ کرده بود , از طرفی دیگر ساختار سنگین سینتیسایزر و درام اش را از دست داده و ترکیبات مالیخولیایی و ارگانیک تری جایگزین آناه شده بود و حالت موسیقیایی دوره دنسانس و باروک را یاداوریمی کرد. در آخر همان سال آببوم EP با نام Ehjeh Ascher Ehjeh منتشر شد. همچنین Varney 4 ترانه برای یک مجموعه Apocalyptic Vision با نام Jekura - Deep the Eternal Forest ضبط کرد. دو ترانه از آنها تحت نام مستعار "فیل های سفید عقیقی" (White Onix Elephants) منتشر شدند. آلبوم سوم Sopor تحت عنوان "The inexperienced Spiral Traveller (aus dem Schoß der Hölle ward geboren die Totensonne) به همراه یک آلبوم ریمیکس با نام "Voyager - The Jugglers of Jusa" در سال 1997 منتشر شد. هر دو آلبوم بخاطر اعلامیه Varney با مضمون " بدترین آلبوم هایی که تاکنون ضبط کرده ام" معروف شدند. در همین دوره ها بود که Varney نام خود را به Anna-Varney Cantodea تغییر داد. سال 1999 شاهد آلبومی با نام "Dead Lovers' Sarabande" بود که پروژه ای برای بزرگداشت مرد اول گروه Christian Death یعنی Rozz Williams بحساب می آمد. "Dead Lovers' Sarabande" روایت کننده زندگی شخصیت بزرگی است که در راه پیوستن دوباره به معشوق مرحومش ظاهرا دست به تلاشی بیهوده می زند. آلبوم در دو قسمت در طول سال منتشر شد (که اولین آلبوم گروه بود که به دو صورت CD و Vinyl انتشار یافت.) در سال بعد ششمین آلبوم گروه یعنی "Songs from the inverted Womb". وارد بازار شد. Download "On SaturN Days We Used To Sleep" mp3 "طرح آلبوم Dead Lover's Sarabande" + الهه ۲۰۰۳ سال ۲۰۰۳ ٬ سال دومین تولد مجدد برای Sopor Aeternus هم در زمینه ضبط و هم در سیر زندگی بود. John R.Rivers (تهیه کننده) که بخاطر همکاری اش با Swell Maps و Dead Can Dance و Love and Rockets معروف است , بخاطر تهیه کردن هفتمین آلبوم Varney یعنی "Es reiten die Toten so schnell" (یا "خون آشام از خون رگ خود می مکد) به خارج از کشورش مسافرت کرد. وی ترانه های قبلی دموهای Sopor را با استفاده از تکنیک Wall of Sound دوباره ضبط و بهمراه هفتمین آلبوم وی منتشر ساخت. در حین همان سال Rivers شش آلبوم اول Sopor را Remastered کرد و با Packageها و Artwork هایی جدید دوباره منتشر ساخت و بعد از آنها , هشتمین آلبوم Sopor تحت عنوان "La Chambre D'Echo" - Where the dead Birds sing وارد بازار شد. در همین زمان بود که Cantodea روابطی اجتماعی تر با طرفدارانش پیدا کرد. وی شروع به پوشیدن لباس های زنانه کرد (که شروع این حرکت با عکسی در سال 2003 برای آلبوم Es reiten... آغاز گردید) و هر بار با ظاهری زنانه تر ظاهر می شد. Cantodea بعد از مدتی خود را "الهه" نامید و رفتارش را مانند بیوه های گستاخ تغییر داد. بهمراه ساختن شخصیت جدید فعالیت اینترنتی اش را نیز با ساختن وبسایت رسمی اش (که شامل پیغام های خصوصی به طرفدارانش می شد) افزایش داد. بعدها وبسایت او بصورت یک صفحه خوش آمد گویی برای صفحه MySpace وی (جایی که انتشارات جدیدش را اعلام می کند) تبدیل شد. آلبوم نهم وی یعنی Les Fleurs du Mal - Die Blumen des Bösen با فضایی کاملا زنانه در سال ۲۰۰۷ منتشر شد. * ویژگی موسیقیایی موسیقی Sopor Aeternus ریشه در موسیقی رنسانس و باروک داشته و استفاده زیاد از سازهای برنجی , یازهای نی ای چوبی , چنگ , ناقوس و گیتار در آن مشهود است. در حالیکه کار های ابتدایی وی دارای درام های اتوماتیک بود , آلبوم های بعدی وی از پرکاشن های زنده برخوردارند. کارهای Cantodea سیری صعودی داشته اند و آلبوم های آخر وی دارای تکنیک Wall of Sound می باشند و در مقایسه با کارهای ابتدایی اش دارای فضایی الکترونیکی و گوتیک راک تری می باشند. با وجود اینکه یبک گروه , Darkwave شناخته شده است , Cantodea اعلام کرده است که این تفکر را رد و سبک خود را "موسیقی برای کودکان مرده یا روح های زخمی" بیان می کند. Cantodea معمولا ترانه های خود را بار ها ضبط می کند و مثال بارز این مسئله ترانه "Birth - Fiendish Figuration" می باشد که حداقل 4 بار ضبط شده است.
"Cantodea در عکس آلبوم "Songs from the inverted Womb" در سال 2000" Cantodea شفافا بیان داشته که ترانه هایش را درباره خودش و فقط خودش می سازد. Theme های اصلی آنها را مرگ , عشق بدون تلاقی , دردهای کارماتیک , تنهایی , غم , عرفان و شکست تشکیل میدهند و جدیدا وی مضامین غیبگویی , جنسیت و عشق را وارد اشعارش کرده است. قویترین Theme ای که بارها در ترانه های وی به چشم می خورد مسئله transsexuality وی و مخصوصا حذف آلت مردانه وی می باشد. در بسیاری از طراحی های آلبوم های وی , Cantodea با آلت زنانه به تصویر کشیده شده است (که در محصولات جدید حذف شده اند). در اشعار وی اشارات زیادی به عرفان و خدایان روم باستان نظیر Saturn و Jupiter و Morpheus و Uranus و Charon شده است. دیگر مسائل ماوراالطبیعی که در اشعارش وجود دارند عبارتند از "خواهر خودکشی" , "بز" , "مرد پیر" و "خدای بخش تاریک".
* Videography Sopor Aeternus تعداد کمی ویدئو برای معرفی کارهایش منتشر کرده است. بیشتر ویدئو ها از لحاظ هنری به سبک Abstract یا انتراعی با افکت های کدر سازی ساخته شده اند. نکته جالب توجهی در ویدئوی ترانه "Deep the Eternal Forest" می باشد که دو ورژن از این ویدئو منتشر شده است که در یکی Varney ربایی سفید و در دیگری ربایی سیاه پوشیده است. وی شش ویدئوی اول خود را در مجموعه ای با نام Like a Corpse standing in Desperation ارائه داد و آخرین ویدئوی وی یعنی "In der Palästra" در سال 2007 در یک DVD-Single وارد بازار شد. تمام ویدئو های Sopor Aeternus توسط خود Anna-Varney Cantodea کارگردانی شده اند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 14:24 توسط Smerdiis |
|
|
یک بار دیگه برای افتخار سازان موسیقی متال ایران یعنی بروبچه های گروه Arsames باید همت کنیم و برای حضورشون در The Rock the Nation Award رای بدیم. این لینک سایت مربوط به رای دهی هستش که تنها کاری که باید بکنید اینه که روی اسم گروه Arsames کلیک کنید : http://award.rockthenation.eu/vote.php این نکته رو بدونید که فقط یکبار میشه رای داد, پس هر کس فقط یکبار رای بده. این جالبه که بگم به برنده این مسابقات :
تعلق می گیره.
پس بیاید و با تلاشتون این فرصت طلایی رو به متال ایران بدیم.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 2:0 توسط Smerdiis |
|
|
از فراز تپه های رشته کوههای آند ....
از کنار رود Potreno Grande .... نوای دردناکی به گوش می رسد ... بیشتر بشناسیمشان .... برای نخستین بار در ایران .... ناگفتنی هایی از گروه بی همتای Uaral .... در ... جهنم یخ زده .... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 19:10 توسط Haaska |
|
|
سلام دوستان عزیز خیلی وقت بود که می خواستم یه مصاحبه با دوست عزیزم هادی پاکزاد داشته باشم. هادی جان یکی از خواننده های محبوب ما هستش که در سبک راک (گاهی اوقات پاپ راک) فعالیت می کنه. برای دانلود کارهاش به وبسایتش یعنی http://www.hadipakzad.com یا وبسایت هوادارهاش یعنی http://www.hadipakzad-fans.com مراجعه کنید.
1 – سلام هادی جان. امیدوارم حالت خوب باشه. به عنوان اولین سوال می خوام یک بیوگرافی خیلی مختصر راجع به خودت و کارهات بدی. سلام کسری جان. من متولد 61 در شهر مشهد هستم, رشته تحصیلیم عمران بوده (دانشگاه آزاد مشهد - سال 79). از نوجوانی شعر کلاسیک می گفتم. موسیقی رو از سال 80 شروع کردم و بعد ها ترانه های خودم رو خوندم. تا حالا 4 آلبوم داشتم : 2002-2005-2007-2009 که ملودی ها و اشعار همه اونها مطعلق به خودمه. 2 – خیلی وقته با کارهات آشنایی دارم و گوششون می دم. تقریبا اولین کارهات چندتا ترانه کاور از خواننده های دیگه بود و بعدش هم که "شهر وحشت" رو خوندی و بعد هم تقریبا هر سال یک آلبوم جدید رو برای دانلود روی وبسایتت گذاشتی. می خواستم نظرت رو راجع به سیر تغییر و تحولات سبک ترانه هات , خوندنت و اشعارت در این چند سال بدونم و اینکه آیا به نظرت شعر ها در آلبوم های اول نسبت به آلبوم های اخیرت پخته تر نبودند؟ راجع به پخته تر بودن اشعارم و یا اصولا کیفیت کارهام به هیچ وجه خودم نظری نخواهم داد, چرا که معتقدم همه چیز نسبیه , قاطعا نظر من هم نسبی خواهد بود. 3 – نظرت راجع به ساختن موزیک ویدئو برای کارهات چیه و چرا بعد از ساختن ویدئو "در یاد" دیگه کار تصویری از تو ندیدیم؟ سال 2005 یک ویدئو (دریاد) از من پخش شد و بعد از اون 4 ویدئو ضبط کردم که به زودی از شبکه ها پخش خواهد شد. 4 – در سال 2009 یک ورژن جدید از آلبوم "دکتر" رو اجرا کردی که با ورژن قبلی این آلبوم بجز اضافه شدن Backing Vocal تفاوت چندانی نداشت. دلیلت از این حرکت که به ندرت شاهد اون در کارهای فارسی هستیم چی بود؟ تفاوت ورژن جدید "دکتر" در نوع صدا برداری و Edit اون بود , صدابرداری در نوع حسی که شنونده می گیره تاثیر بسیاری داره و این تاثیر کاملا ناخداگاهه. 5 – در آلبوم آخرت ("افلاطون") از باسیست فوق العادی – بابک ریاحی پور – استفاده کردی. آیا حضور او باعث تغییر و تحولی در آلبوم و همچنین شکل فکری تو از موسیقی نشده؟ در اینکه آقای ریاحی پور نوازنده چیره دستی هستند هیچ شکی ندارم, اما من افتخار همکاری با ایشون رو فقط در ترانه "سپهر" داشتم نه بقیه آلبوم. 6 – در صورت ادامه دادن به خوندن دوست داری چه اشخاصی در آلبوم های بعدبت کمک بگبری؟ شخص خاصی مد نظزم نیست. اما بهرحال از کمک دوستانی که تا امروز با اونها کار کردم بهره خواهم گرفت مثل مسعود فیاض زاده , علی باغفر , همایون نصیری , بابک ریاحی پور , نیلوفر برکتی و ... 7 - آخرین ترانه آلبوم آخرت "سپهر" نام داره , می خواستم بپرسم که آیا قصد خاصی از خوندن اون داشتی ؟ یعنی یه جورایی ترانه خداحافظی هادی پاکزاد از دنیای موسیقی هستش؟ "سپهر" خداحافظی من از موسیقی نیست. بلکه هشداری به اوضاع فعلی موسیقی کشورومونه. چون با این وضع بزودی موسیقی از ما خداحافظی خواهد کرد. 8 – کلا نظرت راجع به شایعاتی که راجع بهت وجود داره مثل ای-میل مشکوکی که تقریبا دو سال پیش از طرف وبسایتت برای طرفدارات فرستاده شد , چیه؟ شخصی به طریقی به e-mail list وبسایت من دسترسی پیدا کرده بود و شروع به انتشار مطالبی کرده بود. بعد از اینکه متوجه شدیم ناچارا به همه اون آدرس ها دوباره e-mail زدیم و اعلام کردیم که این مطالب حقیقت نداشته اند. 9 – آپلود کردن کارهات رو اینترنت و دانلود مجانی اونها نشون دهنده غیر تجاری بودن کارهات هستش , آیا دوست نداری یک ر.ز طرفدارات سی دی تو رو خریداری کنند؟ شغل من چیز دیگریست و به موسیقی صرفا به عنوان علاقه می پردازم. از این بابت هدف اقتصادی از انتشار آلبوم هام ندارم. به علاوه وقتی شما آلبوم هاتون رو می فروشید این شنونده ها هستند که شما رو انتخاب مب کنند , اما وقتی رایگان هست این شمایید که شنونده خودتون رو انتخاب می کنید. 10 – نظرت راجع به موزیک زیر زمینی ایران چیه؟ اتفاق خوبیه. موزیک زیرزمینی و ارزان شدن تکنولوژی به همه اجازه حظور در میدان رقابت رو می ده و این یه جور دموکراسیه در مویسقی که مردم خودشون موسیقیشون رو انتخاب کنند . باید هم اینجور باشه.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 20:40 توسط Smerdiis |
|
|
Mikael Akerfeldt موسیقی دان سوئدی که شهرتش را از نوازندگی گیتار و عهده دار بودن نقش خوانندگی اش در Opeth و Bloodbath به دست آورده است در 17 آوریل 1974 در استکهلم سوئد به دنیا آمد . البته شهرت او تنها به حضور در این دو گروه خلاصه نمی شود . تاثیرپذیری استایل موسیقیایی او از ژانر راک مترقی (Progressive Rock) و شیوه خوانندگیش به هر 2 صورت Clean و Growl از دیگر عوامل شهرت فراگیر Mikael Akerfeldt هستند . وی فعالیت خود را از خوانندگی در گروه دث متال Eruption در سال 1988 آغاز کرد . پس از 2 سال یعنی در 1990 هنگامی که فعالیت Eruption غروب رو به چهره ی خودش دید ، مایکل به شرط نوازندگی بیس و با دعوت David Isberg وکال وقت گروه پا به دنیای Opeth نهاد . عجیب آنکه اصرار دیوید بر به عضویت درآمدن مایکل در Opeth سبب جدایی سایر اعضای گروه از این گروه شد ، چرا که انگار ، دیگر اعضای گروه رغبت چندانی به حضور او در گروه نوپایشان نداشتند . اما به هر حال بعد از این تحولات ، دیوید نوازندگی گیتار رو برعهده گرفت و 2 سال بعد زمانی که خود او نیز ضرب جدایی از گروه رو نواخت مایکل نقش خوانندگی را نیز عهده دار شد .
Akerfeldt که کلکسیونی ازآثار راک و هوی متال دهه 70 رو از بندهای سرشناس و البته غیرسرشناس جمع آوری کرده است ، بارها تلاش کرده که تاثیرپذیری اش رو از این بندهای گمنام در آثارش نشون بده ، و آنهم با گونه ای اشاره به این گروهها در نام آثار Opeth ، نظیر " Blackwater Park " و " Still Life " و یا " Master’s Apprentices " . او ذهنیتش رو الهام گرفته از سبک Jazz و یا نوازندگی Ritchie Blackmore ، گیتاریست سرشناس گروه Deep Purple ، نیز می داند . اگر از زندگی خانوادگی مایکل بخواهید بدونید باید بگم که او در 15 آگوست 2003 ، با Anna Sandberg ، دوست دختر قدیمی و همیشگی خودش ازدواج کرد ، ازدواجی که حاصل آن نخستین بار در 13 سپتامبر 2004 به بار نشست با تولد Melinda و بار دوم در 28 اکتبر 2007 با تولد Mirjam . اما سوای این بحث خانوادگی ، خوبه که به زمینه ی مشترک هممون که بحث موسیقیایی مایکل در این پست است برگردیم ، مایکل دوستی نزدیکی با استیون ویلسون ، وکال گروه محبوب خود او ، Porcupine Tree داشته ، البته نظیر این دوستی ها و در کنارش همکاری ها در دوران فعالیت حرفه ای او کم نبوده که بد نیس در اینجا اشاره ای به اونها کرده باشم : Ayreon : مایکل در بخش هایی از ترک " Fear " که در آلبوم سال 2004 این گروه ، " The Human Equation " منتشر شد خوانده است . Bloodbath : اگر روزی Bloodbath رو بند دوم مایکل می دونستید دیگه باید این تصور رو تغییر بدین . چرا که بعد از اون خلائی که در سال 2004 در خصوص حضور او در گروه بوجود آمد و همانطور که قبلا هم اشاره کرده بودم به وسیله ی Peter Tagtgren وکال و گیتاریست و کیبورد پلیر Hypocrisy و Pain پر شد ، با اجرای تحسین براگیز Wacken سال 2005 گروه ، او دوباره به این گروه دث بازگشت و تا الان نیز به فعالیتش در جایگاه Growl Vocal ادامه داده است . Candlemass : او در یکی از آثار این گروه در DVD جشن بیستمین سال تشکیل گروه خوانده است . Dream Theater : مایکل راوی دکلمه ی " Repentance " از آلبوم 2007 این گروه با نام " Systematic Chaos " بوده است . Edge Of Sanity : اگه آلبوم سال 96 این گروه با نام " Crimson " رو شنیدید ، بدونید که بخشهایی از وکال و نوازندگی گیتار این آلبوم رو آقای Akerfeldt ! عهده دار بودن . Katatonia : مایکل که حضوری موثر و پررنگ در Katatonia داشته است خوانندگی در آلبوم " Brave Murder Day " سال 96 گروه و EP سه آهنگه این گروه که در سال 97 منتشر شد ، (Sounds of Decay) رو عهده دار بوده ، البته Backing Vocal ی رو که در دو آلبوم " Discouraged Ones " و " Tonight’s Decision " می شنوید نیز صدای خود مایکل است . Ihsahn : در آلبوم 2008 این بند بلک نروژی با نام angL مایکل در کنار وکال گروه " Unhealer " رو خوندن . OSI : در این کار مشترک اینبار مایکل لید وکال بود اونهم در ترک " Stockholm " از آلبوم 2009 گروه با نام " Blood " . Porcupine Tree : حضور او در این گروه محبوبش در آلبوم 2005 این گروه با نام " Deadwing " بسیار پررنگ بود . آلبومی که او وکال پشتی و دوم ترک های " Deadwing " ، " Lazarus " و " Arriving Somewhere But Not Here " بود و علاوه بر این ، سولوی گیتار اثر " Arriving Somewhere But Not Here " رو نیز نواخت . Roadrunner United : در 25مین جشن سالیانه کمپانی " Roadrunner Records " که Opeth هم زیر لوای این نام قرار گرفته ، DVD تحت عنوان " Roadrunner United : The All-Star Sessions " ضبط شد که در یکی از آثار موجود در این DVD با نام " Roads " مایکل در کنار Josh Silver کیبورد پلیر گروه Type O Negative این اثر رو ضبط کرد و البته در این اثر نیز در جایگاه وکال . Soilwork : صدای واضح مایکل رو در ترک "A Predator's Portrait " در آلبومی با همین عنوان از این گروه سرشناس می تونید بشنوید . Sörskogen : اینبار Åkerfeldt در ترک طولانی از این گروه با نام " Mordet i Grottan " هم گیتار نواخت و هم به زبان مادریش خوانندگی کرد . Steel : از این نام گروههای زیادی رو می تونید در دنیای متال پیدا کنید اما چه سایر Steel ها مشهور باشن چه نباشن این گروه سوئدی در سال 96 اونهم بوسیله ی Dan Swanö بزرگ تشکیل شد و مایکل و 2 نفر دیگه از اعضای Opeth هم اومدن برای همراهی Dan ، فقط به بهونه ی سرگرمی و دور هم بودن . سبک گروه پاور بود و یه EP هم بیشتر بیرون نداد اونم با نام " Heavy Metal Machine " که در سال 98 بیرون اومد و بعد از اون گروه منحل شد . چرا که دلیل خاصی اصلا برای ادامه حیات گروه وجود نداشت ، البته این نکته رو از قلم انداختم که در این گروه مایکل نوازندگی گیتار رو عهده دار بود و Dan وکال گروه بود (بر خلاف سالهای 2004 تا 2006 در Bloodbath که دن لید گیتاریست بود و مایکل ، وکال) .
موزیسین فعالیه ، نه ؟! .... احساس می کنم اون چیزی رو که لازم بود از حرفه ی این موزیسین نامدار سوئدی گفته باشم ، تونستم به اطلاعتون برسونم . البته اینو بد نیس بدونید که تصویری که از Mikael Akerfeldt با خوندن این پست بدست میاد شاید یک وکال تمام حرفه ای و صاحب نام باشه اما او گیتاریست بسیار سرشناسی نیز هست . شاهد این ادعا ، رده بندی بهترین گیتاریست های تمام دوران هوی متال است که در مارس سال 2004 از سوی مجله ی وزین " Guitar World " منتشر شد که مایکل در کنار Peter Lindgren در جایگاه #42 قرار گرفت . تجهیزاتی که او ازون ها استفاده کرد تا در کنار استعدادش به این جایگاه رسید بدین شرح هستند : PRS guitars, Laney amps, D'addario strings, Dunlop picks, Seymor Duncan pickups
به هر حال بعد از شناختی کامل که از Peter Tagtgren و Karl Sanders به عنوان دو موسیقی دان بزرگ بدست آوردیم برگی دیگر از کتاب مقدس متال در " جهنم یخ زده " ورق خورد تا Lars Mikael Akerfeldt رو نیز بشناسیم . حال این که او در کجای این کتاب قرار می گیرد ، سوالی است که می بایستی شما طرفداران و یا منتقدین او به اون پاسخ بدین ... تا برگی دیگر از کتاب مقدس ... بدرود ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 4:9 توسط Haaska |
|
|
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه... چندی پیش پستی رو با کسری نوشتیم که دعوتی بود از شماها برای ابراز عقاید و اطلاعاتتون در وبلاگمون ، که در همین راستا یکی از دوستانمون به نام ساحره شعله نقدی رو بر آلبوم Tears Laid In Earth نوشته که توجه شما رو به این نقد مختصر و مفید بر یکی از بهترین آلبوم های تاریخ Doom (به زعم ساحره) جلب می کنم .
شاید به واقع بتوانیم این آلبوم را بهترین آلبوم این گروه نام ببریم و نه تنها بهترین آلبوم این گروه بلکه یکی از بهترین های تاریخ دووم متال. یک آلبوم زیبا از منطقه شمال ! یک البوم کلاسیک دووم که می توان گفت سبک این آلبوم تلفیقی ست از فضا های اتمسقریک و تاثیر گذاری های فولکلوریک نروژ که بر روی بیسی از دووم متال پیاده شده .وقتی برای اولین بار این آلبوم را می شنوید شاید با خود بگویید : این یکی از بهترین های تاریخ است ! فضاهای گسترده ی گیتار سولو ها و صدای زیبای female وکال توفیقی بوده که به واسطه ی آن این آلبوم توانسته خود رو از بهترین های اتمسفریک تثبیت کند . یکی از اصلی ترین عنصرهای این فضا سازی صدای خاص female وکال است که در طول آلبوم استایل خود رو حفظ کرده و بدون اینکه به محدوده ی گاثیک وارد شود به کارش ادامه میدهد . در حین گوش دادن آلبوم شاید فکر مقایسه وکال با بقیه ی بندهایی که فعالیتشان بر پایه ی female وکال هست به ذهن برسد اما واقعا نمی توان Kari Rueslatten رو باهر کسی مقایسه کرد . او توانایی های خودش رو نه تنها در the 3rd and the mortal به اثبات رسانده بلکه در پروژه ی 3 نفره ای که بین او و Herr Nagell (Fenriz ) و Sigurd Wongraven (Satyr ) در جریان بود به خوبی ایفای نقش کرد و تک آلبوم Nordavind رو در سبک فولک وایکینگ متال از بند Storm به جایی که استحفاقش را داشت رساند. آلبوم Tears Laid in Earth که در سال 94 release شد کاملا female وکال هست که شامل 11 ترک میشود به مدت زمان 01:06:30 . ترک اول زیبایی بومی نروژ را به خوبی به نمایش می گذارد . چرا که علاوه بر حس درونی وکال , لیریک به زبان نروژی ست . 3 ترک بعد به زبان انگلیسی است که به بیانی از فقدان روحی و عشق می پردازد . که تلاقیه این موضوع با صدای آسمانیه"Kari " تاثیر روانیه آن را دو چندان می کند . طوری که مخاطب را به فکر وا میدارد به گونه ای که با نبض روح می توان هر آن چیز را که بیان می شود به وضوح احساس , و پیش چشم تصور کرد. صحبت در باره ی وکال این آلبوم به این دلیل به درازا انجامید زیرا موثر ترین عامل در ایجاد فضای زیبای اتمسقریک این آلبوم را در درجه اول می توان صدای وکال دانست که ملودی های غم انگیز و تاریک و مبهم به کمک آن آمده انذ تا در کنار فضا سازی های کیبورد گونه ای از اتمسقریک دووم نروژی را پدید آورند که به نوبه ی خود خالص بوده و ماندگاری خود را بعد از 15 سال حفظ کرده است .
ساحره شعله My ID : Endofmetallica My Last.fm Page : http://www.last.fm/user/LordBanoo |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 11:52 توسط Haaska |
|
|
داستان از سال 1995 وقتی Morphia تشکیل شد شروع شد. در آن زمان Morphia یک گروه Death Metal بود که کم کم به سمت Symphonic Doom Metal با جهتگیری Gothic تغییر کرد و هم اکنون باز هم در حال تغییر و تحول می باشد.
در سال 1997 آنها پنج آهنگ برای آلبوم Prison Minded در قالب یک Mini CD ضبط کردند که آلبوم موفقی بود و چندین هزار کپی از آن به فروش رسید و آنها به عنوان یک گروه زیر زمینی موفق شناخته شدند.
در سال 1998 Morphia اولین آلبوم Full Length خود با نام Unfulfilled Dreams (آرزوهای براورده نشده) را در استودیوی معروف هلندی Horrow Studio ضبط کرد و در ژانویه 1999 آن را منتشر کرد و این آلبوم نیز فروش خوبی کرد. Download : "Unfulfilled Dreams" mp3 در آن زمان Morphia با گروه های معروف گوناگونی After Forever و Epica و Orphanage و Imperia در سراسر هلند و آلمان برنامه اجرا کرد.
Morphia برای ضبط دومین آلبوم Full Length خود آماده شد و گروه با یک کمپانی مستقل به نام Fear Dark قرارداد امضا کرد و در سال 2002 موفق به انتشار آلبوم Frozen Dust (ذره یخ زده) شد که هواداران گروه را بسیار افزایش داد. گروه در فستیوالی با نام کمپانی خود یعنی Fear Dark Festival (فستیوالی که در طول اروپا برگزار میشود ، تقریبا شبیه به Ozzfest) شرکت کرد. Morphia علاقه به پیشرفت داشت به همین دلیل در فستیوال ها و تورهای زیادی در هلند و آلمان شرکت کرد از جمله Fear Dark Festival در سال 2004 که در تفکرات آلبوم بعدی آنها بسیار اثر گذاشت.
در اوایل سال 2005 (10 سال بعد از تشکیل گروه) آلبوم جدیدشان تحت عنوان Fading Beauty (زیبایی بی ثبات) منتشر شد. Fading Beauty سومین آلبوم Full Length آنها بود ولی در این ده سال خیلی چیزها تغییر کرده بود ، افراد جداگانه پیش می رفتند ، مشغولیت کاری زیاد شده بود و زندگی های شخصیشان آنها را محدود کرده بود ولی گروه قبول کرده بود تا یک اجرا در سال 2005 اجرا کند. در اواخر سال 2005 تغییراتی در ترکیب گروه صورت گرفت و گروه با جانی دوباره صحنه ها را در سال 2006 به لرزه در آورد و دوباره در Fear Dark Festival شرکت کرد. با وجود انرژی تجدید شده و برنامه های بلند پروازانه ٬ مشغله ها و خانواده اعضا هنوز در صدر مشکلات آنها قرار داشت. در سال ۲۰۰۸ ٬ اعضای گروه خود را در موقعیتی مشابه با چند سال گذشته یافتند. این بار آنها تصمیم گرفتند تا گروه را منحل کنند.
سرانجام در ۲۲وم نوامبر سال ۲۰۰۸ گروه دست به اجرای یک کنسرت جهت خداحافظی اش با دنیای متال زد. آنها اجرای خود را تحت یک DVD ضبط کردند که هنوز منتشر نشده است.
* تمام آلبوم ها و چند Part-Live از گروه جهت فروش موجود می باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 17:25 توسط Smerdiis |
|
* از زبان نویسنده : آخرین مطلب منسوخ کننده شایعه ایست که حول کشته شدن پسر Max طی تور و خداحافظی وی از گروه است.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 22:3 توسط Smerdiis |
|
|
سلام
امروز تصمیم گرفتیم تا یکم راجع به علایقمون بنویسیم تا خط فکری وبلاگ دستتون بیاد و با نویسنده هاش بیشتر آشنا شید ٬ البته نوع مطالب گزینش شده برای شما ارتباطی با این علایق نداشته و سعی ما بر این بوده و هست که تمامی ژانرهای این موسیقی را پوشش دهیم . همچنین در آخر این پست یک مطلب رو در مورد شما دوستان عزیز که قصد نوشتن در وبلاگ رو دارید به عرضتون می رسونیم.
Smerdiis سبک های مورد علاقه : Soul Jazz Art Rock Atmospheric Rock Progressive Rock Progressive (Death , Thrash , Power or Gothic) Metal Thrash Metal Doom / Death Metal Melodic Death Metal Symphonic Death Metal Gothenburg Death Metal Atmospheric Black Metal Folk Metal گروه های مورد علاقه : Dream Theater , Adagio , Saturnus , Morphia , Arch Enemy Haaska سبک های مورد علاقه : Epic Melodic Death Melodic Death Symphonic Death Doom Epic Doom Doom/Death Atmospheric Dark Epic Folk گروه های مورد علاقه : Amon Amarth , Wulfgar , This Ending , Nile , Mordab , Eternal Tears of Sorrow , Godgory , Moonsorrow , Agalloch , Forest of Shadows , Uaral , Abbysmal Sorrow , Karl Sanders , Saturnus & ... etc خب در مورد دوستانی که علاقمند به نوشتن در وبلاگ جهنم یخ زده هستند باید بگیم که شما می تونید مطالبتون رو بهمراه مشخصاتتون (از قبیل آدرس FaceBook یا MySpace) به Hell_horn@yahoo.com بفرستید و در صورت تایید , Frozen-Hell اونها رو با درج مشخصات شما و با نام شما در وبلاگ ثبت می کنه. با تشکر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 14:56 توسط Smerdiis |
|
|
Systematic Chaos نهمین آلبوم استودیویی گروه Progressive Metal امریکایی Dream Theater می باشد که در چهارم ژوئن 2007 در بریتانیا و یک روز بعد در ایالات متحده منتشر شد. این آلبوم , اولین آلبوم گروه با همکاری Roadrunner Records می باشد. عملیات ضبط Systematic Chaos بعد از اولین استراحت گروه پس از تورهای تابستانی Dream Theater , از ماه سپتامبر 2006 تا فبریه 2007 در Avator Studios در نیویورک به طول انجامید. اشعار این آلبوم توسط Mike Portnoy , John Petrucci و James Labrie به ترتیب در زمینه های تخیلی , شخصی و سیاسی سراییده شدند. فروش این آلبوم در هشت کشور جزء Top 20 قرار گرفت. همچنین در رتبه 19ام Billboard 200 ایستاد و بالاترین رتبه Dream Theater را در ایالات متحده در سال 2008 کسب نمود. نقدهای آلبوم کلا مثبت بودند بطوریکه Jon Eardly از وبسایت MetalReview.com گروه را "تقریبا استوارترین گروه در سراسر صنعت Progressive Rock/Metal" نامید. Dream Theater این آلبوم را طی یک سال در تورهای جهانی Chaos in Motion در 35 کشور ترویج داد. Systematic Chaos به دو صورت ویرایش عادی و مخصوص منتشر شد. نسخه مخصوص آن شامل یک میکس 5.1 صدای سه بعدی و یک مستند 95 دقیقه ای "Making of" از آلبوم می باشد.
- پیش زمینه بعد از ضبط کنسزت Score (به مناسبت بیستمین سالگرد تشکیل گروه) در اول آپریل 2006 , Dream Theater برای اولین بار در 10 سال گذشته , کل تابستان را به استراحت گذراند. گروه دوباره در ماه سپتامبر 2006 در نیویورک و در Avator Studios گرد هم آمد. Mike Portnoy روابط میان اعضای گروه را "بهترین روابط تا کنون" نامید. گروه , Paul Northfield (کسی که قبل ها با Dream Theater و گروه هایی نظیر Rush و Queensrych کار کرده بود) را به عنوان مهندس آلبوم استخدام کرد. همانند آلبوم های قبلی , Dream Theater نوشتن و ضبط آلبوم را به طور همزمان انجام داد. Mike Portnoy و John Petrucci آلبوم را تهیه کردند : Prtnoy بیان داشت که گروه یک مهندس و یک میکسر را به عنوان "شنونده خارجی" استخدام کرده است , اما این اعضا بودند که در آخر "نظر و عقیدشان" را می گفتند. آلبوم های قبلی گروه از قبیل Metropolice Pt.2 :Scenes from a Memory به عنوان آلبومی عقیدتی و Train of Thoughts به عنوان آلبومی سنگین و سریع , دارای یک Theme برنامه ریزی شده کلی بودند درحالیکه Portnoy چند طرح درباره Systematic Chaos در ذهن داشت که تصمیم گرفته بود تا به دیگر اعضا گروه چیزی نگوید تا آنها کار را با ذهنی باز آغاز کنند. به هر حال Portnoy می خواست تا کلا Theme ای "خشن و مدرن" به آلبوم بدهد. وی در این رابطه گفت " این آلبوم باید گستاخ و باحال باشد." بعد از اینکه Prtnoy و Petrucci جملاتی را که به نظرشان مناسب نام آلبوم بود , از متن ترانه ها انتخاب کردند , نام آلبوم Systematic Chaos قرار گرفت (مانند آلبوم های قبلی "Awake" و "Images and Words" ). هر دوی آنها واژه Chaos (هرج و مرج) را که در ترانه "The Dark Eternal Night" آمده بود , انتخاب کردند. همچنین جمله "Random Thoughts of Neat Disorder" (افکار آشفته بی نظمی منظم) که از متن ترانه "Constant Motion" گرفته شده بود , آنها را مجذوب خود کرد. بحث بر روی تناقض موجود در جمله و همجنین کلمه انتخاب شده Chaos , آنها را برای انتخاب کلمه "Systematic" ترغیب کرد. برای خواندن نقد ترانه ها و دانلود آن ها به ادامه مطلب مراجعه کنید : ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 12:32 توسط Smerdiis |
|
|
در پنجمین روز ماه ژوئن سال 1964 در کالیفرنیا چشم به دنیا گشود . در دوران جوانی و در اواخر دهه 80 بود که هنر نوازندگی او و علاقه اش به ژانر متال او را به عضویت در گروه ، “ Morriah “ در آورد و در کنار عضویت در این گروه اجراهای محلی رو با گروه آن روزها جوان و تازه نفس “ Morbid Angel “ به اجرا درآورد . البته گروههای دث متال دیگری هم در آمریکا بودند که از او به عنوان نوازنده ی گیتار الکتریک در اجراهاشون استفاده می کردند . همه ی آن روزها گذشت تا اینکه وی در سال 1993 در کنار Pete Hammoura و Chief Spires گروهی را تشکیل داد که امروزه به سمبل “ Technical Death “ در دنیا بدل شده است . او کسی نیست جز Karl Sanders و گروه موفقش نامی ندارد جز : Nile ... Karl Sanders به عنوان وکال ، گیتاریست ، عضو موسس و همیشه ثابت و فکر خلاق موسیقیایی ، لیریکالی گروه “ Brutal / Technical Death “ آمریکایی “ Nile “ به دنیای بی کران متال معرفی شده است . او که همگان گروهش را با آمیختگی فضایش با فرهنگ و اعتقادات مصر باستان می شناسند ، آوازه و شهرتش را مدیون استعداد و مهارت اعجاب برانگیزش در نواختن گیتار است . Karl که علاوه بر دو کمپانی بزرگ “ Jackson “ و “ Dean “ از گیتارهای “ KxK “ نیز 2 مدل تحت امضای خودش داره در رده بندی برترین گیتاریست های دث متال تمام دوران که از سوی مجله “ Decibel “ ارائه شد در میان 20 گیتاریست برتر این ژانر سنگین و حرفه ای رتبه ی چهارم رو به خودش اختصاص داد . جالبه بدونید که او تاکنون به صورت افتخاری برای 2 گروه بزرگ “ Behemoth “ و “ Morbid Angel “ تکنوازی کرده است . نخستین بار در آلبوم 2003 گروه “ Morbid Angel “ ، در آهنگ “ God of Our Own Divinity “ از آلبوم “ Heretic “ و بار دوم در ترک “ XUL “ از آلبوم 2004 گروه “ Behemoth “ با نام “ Demigod “ .
دانش گسترده ی او در زمینه ی فلسفه و تاریخ مصر باستان و آشنایی با تاریخ فراعنه ، در کنار هنر نوازندگیش تاثیر شگرفی در اشعار و موسیقی “ Nile “ به جا گذاشته است . جالبه که او در کنار هنر نوازندگی گیتار الکتریک و خوانندگی و همچنین هنر نواختن کیبورد ، توانایی نوازندگی با سازهای : گیتار بیس ، گیتار سینت ، Glissentar ، Baglama Saz ، Bozouki ، E.Bow ، درامز و پرکاشن را نیز دارد . ایده های زیادی که او برای نواختن سازهای فولکوریک مصری و دخالت دادن اونها در فرمت موسیقیایی “ Nile “ داشت به نتیجه ای که مورد دلخواه او بود منجر نشد و این باعث شد تا او در سال 2004 در کنار فعالیت ادامه دارش در “ Nile “ ، “ Side-Project “ شخصی اش را تحت نام خودش ، “ Karl Sanders “ به وجود آورد و کاری را به دور از صداهای شکافنده ی دث ، ودر شاخه ی “ Middle Eastern / Egyptian Ambient “ ارائه دهد . پروژه شخصی Karl که از لحاظ فضای شعری همانطور که انتظار می رود فلسفه ی مصر باستان را پوشش می دهد در حال حاضر دو آلبوم رو در کارنامه Discography خودش دارد . در هر دوی این آلبوم ها که نخستین “ Saurian Meditation “ نام دارد و در سال 2004 منتشر شد و دومی “ Saurian Exorcisms “ در 14 آوریل 2009 به بازار عرضه شد ، خود Karl نوازندگی Baglama Saz ، گیتار الکتریک ، گیتار آکوستیک ، گیتار بیس ، گیتار سینت ، کیبورد ، E.Bow ، درامز و پرکاشن رو برعهده داره و Mike Breazeale ، از دوستانش نقش وکال رو عهده دار شده است . ادامه این نقد و بررسی رو با تمرکزی بیشتر بر خود گروه “ Nile “ ادامه می دهیم .
همانطور که اشاره شد گروه “ Nile “ در سال 93 با حضور Karl Sanders به عنوان وکال و گیتاریست ، Pete Hammoura به عنوان درامر و Chief Spires در جایگاه نوازنده ی گیتار بیس که همگی از اعضای گروه “ Morriah “ بودند شروع به فعالیت کرد . فعالیت گروه در ژانر “ Technical Death “ آغاز شد ، زیرمجموعه ای از متال که شماری از " ترین " هارو با خود به همراه دارد ، به عنوان سریع ترین و سنگین ترین زیر شاخه ی دث و از نظر خود من متال . سرعت فوق العاده بالا در کنار ترکیب بی نهایتی از صداها – که تحسین بسیاری از طرفداران و ژورنالیست های متال رو برانگیخته – به همراه ریف های بسیار سنگین گیتار الکتریک و بیس ، به دلیل تیونینگ خاص گیتارها در “ Nile “ ، موسیقی این گروه را به عنوان سمبلی در این شاخه و نامی ماندگار در ژانر متال تبدیل کرده است . بیشترین بخش از موسیقی “ Nile “ به وسیله ی شخص همیشه ثابت گروه ، Karl Sanders نوشته می شود . در برخی از آثار گروه ترکیبی از دو زیر شاخه ی دث – Traditional و Technical – با المنت هایی از موسیقی خاورمیانه ای که در اون بعضی از سازهای فولکوریک مصری به چشم می خورند رو می بینید که مطمئنا همین موضوع در کنار فضای حماسی ، باستانی مصری/خاورمیانه ای حاکم بر اشعار “ Nile “ موجب شده که گروه ، “ Ithyphallic Metal “ رو به عنوان ژانر موسیقیایی “ Nile “ معرفی کند . اما در بررسی لیریک های این گروه شاید نکته ای که گفتنش لازم باشه اینه که بیشتر مضامینی که در اشعار “ Nile “ دیده می شود به خاطر علاقه ی Karl به “ Egyptology “ و سایر فرهنگها و تمدن های باستانی خاورمیانه ، مانند تمدن بین النهرین است که این علاقه در کنار مطالعات و دانستنی های او تاثیرگذاری خودش رو نشون داده . مرگ ، رنج و عذاب هم موضوعاتی اند که بعضا در خصوص اونها هم آهنگهایی توسط گروه ساخته شده ولی شاید مطلبی جالب تر قرار گرفتن اشعاری برگرفته از داستان های H.P. Lovecraft ، نویسنده ای که قلم او تاثیر عمیقی بر فرم و حتی ویژگی های گرامری اشعار “ Nile “ گذاشته است ، در کنار سایر موضوعات گفته شده باشد . بی شک “ Nile “ گروهی نیست که اسمش به راحتی از کتاب سترگ تاریخ موسیقی متال پاک شود . بیش از یک دهه فعالیت مستمر و حرفه ای ، به دور بودن از آفت تجاری شدن ، نپرداختن به مسائل حاشیه ای در زمینه ی خط مشی گروه در طول حیات 16 ساله اش ، حضور اعضایی ماهر ، حرفه ای و کار کشته و چندین و چند دلیل دیگر “ Nile “ رو به نامی بزرک در این کتاب تبدیل کرده اند . این باوری است که دیگر نه تنها طرفداران گروه در سراسر دنیا و نه تنها ژورنالیست ها و منتقدین مجله ها و وبسایت ها ، بلکه خود اعضای گروه هم به آن رسیده اند . شاید مصداق این حرف پیامی باشد که Karl بر روی صفحه ی MySpace گروه قرار داد ، بعد از آنکه گروه در 21 مارس 2007 نامش برای فستیوال Ozzfest ’07 پذیرفته شد : " ... ما بسیار خوشحالیم از اینکه سرانجام تونستیم دث متال " حقیقی " رو برای طرفداران Ozzfest با خود به همراه آوریم . " (توضیح اینکه فستیوال Ozzfest که بوسیله ی Ozzy Osbourne بنیانگذاری شده است در این سالها کمتر شاهد نامهایی بزرگ و در عین حال غیر تجاری (True Metal) بوده است.) پیدا کردن گروهی مشابه “ Nile “ با این سبک و سیاق از نظر موسیقی و حرفه ای در این سطح ، کار دشواری است . شاید بغیر از برادران لهستانی شان - گروه “ Behemoth “ - (این تعبیریه که خود اعضای دو گروه بکار بردند ، Brother-Band) و یا شاید دیگر گروه لهستانی پرآوازه ، “ Vader “ نتوان گروهی در سطح “ Nile “ پیدا کرد (Immolation رو هم فراموش نکنید) . هر چند که روی ورق هیچ کدام از این دو گروه در حال حاضر در ژانر “ Technical Death “ فعالیت نمی کنند اما آثاری که بتوان آنها رو با مجموعه ی کاری “ Nile “ مقایسه کرد در کارنامه دارند .
در یک جمع بندی اگر بخوام مطالبم رو جمع بندی کرده باشم باید بگم که ورای بحث در خصوص لیریک های این گروه و خطی مشی گروه از نظر غیر موسیقیایی ، از نظرگاه موسیقی ، اثری که “ Nile “ به عنوان موسیقی به بازار ارائه می دهد ، بسیار سنگین ، با سرعتی فوق العاده بالا که از کوبش سنگین درامز و دابل پدالهای کشنده ی درامرش نشات می گیرد ، بدون آن نظم و ترتیب معمول در موسیقی که احساس رو برمی انگیزد است . توصيه شنيدن آثار " Nile " به هر كسي كاره درستي نيست ، چرا كه نه تنها وقت تلف كردن براي آنهايي است كه موسيقي ملايم تر و منظم تر رو تصور مي كردند نوعي بيهوده انگاشتن هنر اين گروه در ژانر تخصصيش است ولي چه مجذوب اين گروه شويد چه نشويد ، " Nile " هميشه " Nile " باقي مي ماند ... با همان قدرت ... با همان سرعت ....
Haaska ....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 21:4 توسط Haaska |
|
Bloodbath در سال ۱۹۹۸ هنگامیکه Mikael Åkerfeldt از گروه Opeth (به عنوان وکال) , Anders Nyström و Jonas Renkse هر دو از گروه Katatonia (بعنوان گیتاریست و بیسیست) و Dan Swanö از گروه Edge Of Sanity (به عنوان درامر) به این فکر افتادند که ترکیب Death Metal کلاسیک (به سبک اوایل کار Entombed) با Death Metal امریکایی-فلوریدایی باید نتیجه خوبی بدهد , تاسیس شد. در همان زمان آلبوم EP با نام Breeding Death نوشته شد. ترانه ها یکی پس از دیگری بصورت طبیعی و اتفاقی در کنار یکدیگر ظاهر می شدند و سرانجام در سال 1999 منتشر شدند. Download : "Breeding Death" mp3
به محض انتشار Breeding Death , گروه سبک خود را به عنوان "یک بزرگداشت برای Old-School Death Metal که از اواخر دهه 80 حکمروایی می کرده است" اعلام کرد. واکنش ها برای سه ترانه EP فوق العاده بود. مجله Metal Maniacs از آن به عنوان "تلاشی گروهی از پر ثمره ترین و مستعدترین قدرتهای ترانه سازی سوئد" یاد کرد. همچنین Metal Maniacs افزود "سرانجام یک گروه فوق العاده ایده تحسین سالهای افتخار Death Metal را مطرح نمود. این سوپر گروه بجای سقوط درسبکهای جدید و گذرا بهترین کار را برای ادغام استعداد لایتنهی اشان در جهت ایجاد چیزی جدید انجام دادند."
درست دو سال بعد Bloodbath آماده ارائه اولین آلبومشان تحت عنوان Resurrection Through Carnage به تمام دنیا بود. Mikael Åkerfeldt از آن به عنوان "ده ترانه از جنس Death Metal کاملا زمستانی" یاد کرد. آلبومی سرشار از برکت HeadBanging دث متال Old-School که یاد آور روزهای اوج بیرحمی سوئدی در طلوع دهه 90 بود. با همان ترکیب گروه در زمان ضبط EP , این آلبوم با تحسین منتقدین روبرو شد و به سرعت در آن زمان Bloodbath را در صدر Death Metal اسکاندیناوی جای داد.
و کابوس همچنان ادامه داشت! Bloodbath سوئدی اغلب اشتباها گروهی مدگرا تصور می شد که وحشیانه با آلبومی جدید به صحنه متال بازگشته است. Bloodbath برای اثبات اشتباه افرادی که فکر می کردند که این گروه عمری کوتاه خواهد داشت و فقط برای سرگرمی به ریشه متال پرداخته است , آلبومی تحت عنوان مناسب "Nightmares Made Flesh " در سال 2004 عرضه نمود. در همین حین Åkerfeldt بخاطر مشغولیاتش تصمیم به ترک گروه گرفت. بعد از تحقیق و جستجو میان موزیسین های آشنا و هم نظر , Bloodbath با افتخار ترکیب جدیدشان را با حظور Peter Tägtgren (عضو گروه های Hypocrisy و Pain) به عنوان وکال و Martin "Axe" Axenrot (عضو گروه های Opeth و Witchery) به عنوان جاینشین Swanö (چون Swanö مسولیت گیتار را بر عهده گرفته بود) اعلام نمود. این تغییر در ترکیب موسیقیایی , جانی تازه به ترکیب Bloodbath بخشید. (و بالاخره گروه توانایی هایش را در اجرا های زنده به نمایش گذاشت)
آلبوم بعدی با تهیه کنندگی Jens Bogren در شهر Örebro سوئد و در Fascination Street (همان مکان Katatonia, Opeth, Soilwork, Amon Amarth و خیلی های دیگر) ضبط شد. این آلبوم برجسته بهترین عناصر هر دو سبک دث متال Old-School سوئدی و دث متال Brutal جادویی امریکایی را در کنار یکدیگر در بر داشت. و این دو با صدای فوق العاده قوی و سنگین Tägtgren و درام ارگانیک Axenrot , تبدیل به اثری قوی و نفس گیر شد که جای هیچ سوال و پرسشی برای طرفداران Brutal Metal نمی گذاشت. Download : "Cancer Of The Soul" mp3 Bloodbath اعلام داشت که شروع اجراهایشان که بخاطر تغییرات در ترکیب موزیسین هایش کاهش یافته بوده است , در فستیوال Wacken Open Air آلمان در ماه آگوست سال 2005 برگذار خواهند شد. در حالیکه Peter Tägtgren بخاطر مشکلات برنامه هایش نمی توانست گروه را همراهی کند و گروه اعلام کرد که Mike Åkerfeldt بازگشت کوتاهی برای اجراها خواهد داشت (که بازگشتی موفقیت آمیز بود). یک سال بعد از اجرا Wacken گروه تصمیم به پایان همکاری با Dan Swanö و جایگزینی وی با Per 'Sodomizer' Eriksson از گروه 21 Lucifers و Genocrush Ferox گرفت. کمپانی ضبط Peaceville Records بزای کار با گروه بسیار مشتاق بود و به سرعت با Bloodbath به توافق رسید. اولین ثمره همکاری گروه با کمپانی , به صورت یک EP با سبک Pure Death Metal تحت عنوان ‘Unblessing the Purity’ بود که در ماه مارچ سال 2008 با تعداد محدود و به صورت آنلاین منتشر شد که با وجود کمی تعداد با تحسین بی شماری مواجه شد. اعجاب برانگیز تر از همه بازگشت بی نقص و حرفه ای Mikael Akerfeldt با وکالی غران و دث بود که حتی کمپانی را هم متعجب ساخت.
اجرای Wacken سال قبل گروه بصورت یک فیلم مستند از اجرای زنده گروه در آمد و توسط Peaceville Records بصورت DVD/CD در سال 2008 با عنوان ‘The Wacken Carnage’ منتشر شد. طرح جلد این محصول توسط Travis Smith بصورت تصویری ترسناک (الهام گرفته از فیلم های ترسناک) طراحی شد که سرما و خشونت گروه را نشان می داد.
درست در زمانی که طرفداران مشغول گوش کردن به ‘Unblessing the Purity’ و لذت بردن از ‘The Wacken Carnage’ بودند , گروه مشغول آهنگسازی آلبوم Full-Length بعدیشان بود که در اواسط بهار 2008 در Park Studio استکهلم و سپس در Ghost Ward studios با David Castillo ضبط شد. کمی بعد Bloodbath دوباره با تعدادی اجرا در Party.San آلمان و Pellavarock فنلاند به صحنه اجرای زنده بازگشت. Bloodbath در آلبوم جدیدش با نام ‘The Fathomless Mastery' با همان ترکیب اعضا سبک گروه را به سمت بُعد تاریکتری سوق داد. Download "Process Of Disillumination" mp3
* تمام آلبوم ها و DVD گروه برای فروش موجود می باشد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 2:20 توسط Smerdiis |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
Frozen-Hell`s Download Box آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
Biography Interview Review Lyrics Trivia News Authors |
| نویسندگان |
|
Haaska Smerdiis |
|
RSS
|